18 October 2017امروز: چهارشنبه ۲۶ میزان ۱۳۹۶

در آمدِ پایه، تیوری متمایل به چپ وراس درسوئیس به همه‌پرسی داده شد


منبع: مورنینگ استار / کاری از دیپلماسی افغانی

در اینجا همه‌پرسی اتحادیۀ اروپایی هم‌چنان بر رسانه‌ها غالب است، اما به نظر بعضی‌ها فردا در سوئیس یک رأی‌گیری بسیار جالب‌تر صورت می‌گیرد که در آن مردم تصمیم خواهند گرفت که کشور «درآمد پایه همگانی» را در پیش بگیرد یا نه؟.

اگر شهروندان در همه‌پرسی به «درآمد پایه همگانی» رأی بدهند، این به هر شهروند، بدون توجه به کار یا ثروت او، یک درآمد پایه بی‌قیدوشرط ۲۰ هزار پوندی خواهد داد.

«درآمد پایه همگانی» یک ایده رادیکال است که در چپ حمایت اشخاصی مانند جان کنت گالبرایت و در راست حمایت میلتون فریدمن را جلب کرده است.

جذابیت این ایده در چپ به دلیل بازتوزیع ثروت به سود همه، برابری و مساوات‌طلبی است. جذابیت آن برای راست در کاستن از قدرت قهریه‌ دولت، کاهش تأمین اجتماعی و «ارتقای آزادی» است.

نیروی محرکه برای این ایده از سطوح فزاینده اتوماسیون در سراسر جهان و از ضرورت یافتن راه‌حل‌هایی برای تأمین رفاه ناشی می‌شود.

ایده پژواک جهان‌بینی در دهه ۱۹۷۰ است، زمانی‌که پیش‌بینی می‌شد در آینده هفته کار کوتاه‌تر، وقت آسایش و تفریخ بیش‌تر و سن بازنشستگی کم‌تر خواهد بود. به خاطر داریم که این پیش‌بینی‌ها قبل از آمدن اینترنت مطرح می‌شد.

بعداً مارگارت تاچر با الگوی نولیبرالی آمد، و سریعاً وقوع خلاف آن‌را دید: هفته کار طولانی‌تر، دستمزد کم‌تر و حتا سن بازنشستگی بالاتر.

اما، علی‌رغم لطماتی که الگوی نولیبرالی طی ۳۰ سال گذشته وارد کرده، موتور محرکه توسعه‌ای که در دهه ۱۹۷۰ پیش‌بینی می‌شد، مدام در حال رشد بوده است.

جالب این‌که برخی ویژگی‌های نولیبرالیسم به تشدید تقاضای امروز برای «درآمد پایه همگانی» کمک کرده است.

الگوی نولیبرالی به یک جامعه بسیار دوقطبی انجامیده که در آن «۱ درصد در رأس» قرار دارد و تعداد هرچه کم‌تری ثروت را در اختیار دارند.

ثروتمندان شبیه فقرا پول را خرج نمی‌کنند، آن‌ها اغلب پول را در بانک‌های خارجی می‌گذارند- نتیجتاً تقاضا در اقتصاد کاهش می‌یاید.

این مشکل در جهانی که در آن به علت اتوماسیون تعداد جمعیت نسبت به مشاغل موجود افزایش می‌یاید وخیم‌تر خواهد شد.

بسیاری می‌پرسند آیا در آینده پول لازم برای ایجاد تقاضا و گرداندن چرخ‌های بازار سرمایه‌داری وجود خواهد داشت؟

در بریتانیا، اذعان به بحران سرمایه‌داری به تلاش برای افزایش حداقل دستمزد برای زندگی مناسب و افزایش معافیت مالیاتی برای مردم عادی انجامیده است.

پرسش‌های بسیاری وجود دارد. از جمله این‌که اگر مردم «درآمد پایه همگانی» دریافت کنند چه بر سر انگیزه برای کار‌ کردن خواهد آمد؟

سطح «درآمد پایه همکانی» ناگزیر پایین خواهد بود، نتیجتاً در هر حال تعداد بسیاری خواهان کار کردن خواهند بود. در این مورد سندیکاها نگرانی‌هایی دارند، زیرا اگر سطح «درآمد پایه همگانی» کم تعیین شود، و تأمین اجتماعی قطع گردد، مردم درآمد کافی نخواهند داشت. (این نگرانی در باره حداقل دستمزد برای زندگی مناسب نیز وجود دارد)

حمایت از «درآمد پایه همگانی» گسترش می‌یابد.*
دولت فنلاند این ایده را تجربه می‌کند، و به مثابه بخشی از یک تجربه دو ساله ماهانه ۳۰۰ پوند بدون مالیات به یک گروه تجربی متشکل از ۱۰ هزار نفر که در سنین کار قرار دارند، می‌پردازند. برخی از دولت‌های محلی در هلند تجربیات مشابهی را انجام می‌دهند.

به نظر می‌رسد که سرمایه‌داری پیشرفته در شکل کنونی آن در میان‌مدت تا درازمدت «درآمد پایه همگانی» را ناگزیر می‌سازد. زیرا مشاغل و نتیجتاً تقاضا برای تولیدات وجود نخواهد داشت.

این معضل را در خروجی فروشگاه‌های بزرگ می‌توان دید که خریداران به نحو فزاینده‌ای به سمت سیستم‌های خودکار سوق داده می‌شوند. آن‌ها در کار صرفه‌جویی می‌کنند، اما در پایان آیا کارگر سابق برای خریدن محصولاتی که فروشگاه‌های بزرگ می‌فروشند، پول خواهد داشت؟

تأمین بودجه «درآمد پایه همگانی» احتمالاً از مالیات عمومی، با مبالغی که بدون تردید متوازن باید باشد تأمین خواهد شد.

با این وصف، این یک ایده هیجان‌انگیز است، که به طرق گوناگون به علت تضادهای جاری الگوی نظام بازار سرمایه‌داری مطرح شده است.

به نظر می‌رسد که سوئیسی‌ها  این ایده را رد خواهند کرد اما این همه‌پرسی تازه‌ترین مرحله در پیشبرد ایده‌ای است که اگر چپ درست به آن برخورد کند می‌تواند به رهایی عظیم جامعه از نقطه نظر آزادی شخصی و به طور کلی زندگی بیانجامد.

بحث و مناظره

کامنت از طریق فیسبوک

کامنت از طریق دیپلماسی افغانی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

دیپلماسی افغانی در فیسبوک