14 December 2017امروز: پنج شنبه ۲۳ قوس ۱۳۹۶

شبرغان در بدل حلب


جنرال دوستم؛ قربانی کودتای ترکیه وسقوط حلب

روفتن قدرت جنرال دوستم در شمال، کنترول و ادارۀ سکوی استراتیژیک شمال به سوی آسیای میانه را یک دست می سازد.
 
فشار ها بر جنرال دوستم درافغانستان، در هفته هایی شروع شده بود که پیش بینی سقوط حلب در سوریه قطعی شده بود.

با از دست رفتن حلب ، غرب باید راه دیگری برای مقابله با فشارهای روسیۀ جدید در پیش گیرد. ولادیمیر پوتین دیروز در مسکو در محضر ۱۴۰۰ خبرنگار داخلی و خارجی، از روسیه به عنوان «ابرقدرتی» در برابر ابر قدرت امریکا نام برد؛ این درحالی است که مقامات اطلاعاتی هندی در تحلیل های خویش، از روسیه به عنوان یک قدرت زنده و بزرگ نام نمی برند؛ بلکه روسیه را یک «قدرت مرده» و «مرده خور» لقب داده اند.

واقعیت این است که غرب ازین هراس دارد که جنگ احتمالی بین روسیه و جهان غرب، در قلمرو اروپا شعله ور شود. شواهد عدیده یی وجود دارند که روسیه به فکر اشغال دو بارۀ اکرائین است و با گرفتن اکرائین، ( وهمزمان قطع انرژی از روسیه به اروپا) جنگ بزرگ در خاک اروپا اتفاق می افتد. انگلیس و امریکا راهی ندارند جز این که فشار را از جنوب ( افغانستان) و گستره آسیای مرکزی علیه روسیۀ یاغی افزایش دهند.
کودتای ناکام در ترکیه، به حضور فعال غرب و ناتو در ترکیه به شدت پایان داده است. بعد از سقوط حلب، ضرورت بیرون راندان جنرال دوستم، بازوی قدرتمند ترک های عثمانی در شمال، که اکنون دست اتحاد به سوی ولادیمیر پوتین دراز کرده اند؛ دو چندان شده است. از سوی دیگر، بازشدن حسابات دارایی های منجمد شدۀ شخصی استاد عطامحمد «نور» دربانک دوبی، نشانگر آن است که عطا درتمامی موازات با حکومت کابل و اجندای امریکا و انگلیس کنار آمده است. حسابات ثروت های مالی عطا نور، برخلاف قوانین بانکداری در دوبی، تا مدتی مسدود شده بود و استاد عطا مجبور گردید که سیاست خود را در برابر غرب و تیم ارگ در کابل، ازسر دیزاین کند. مسدود شدن  پول های عطا، او را به سختی شوک داده بود.

درحالی که مقامات مسکو، به اثر زمینه سازی پاکستان، به پشتیبانی از تروریزم طالبان آغاز کرده اند، برطبق نظریه برژنسکی زمان کارتر، اکنون نیز زمینۀ کشانیدن دو بارۀ پای روسیه به مرداب آتشین افغانستان، بار دیگر مساعد شده است.

روفتن قدرت جنرال دوستم در شمال، کنترول و ادارۀ سکوی استراتیژیک شمال به سوی آسیای میانه را یک دست می سازد. اگر جنرال دوستم در صورت سازماندهی سنگرهای مقاومت در شمال، از استقامت آسیای میانه به وسیله ترکیه و روسیه اکمالات شود، زمینۀ ایجاد یک سنگر مشترک بین طالبان و جنرال دوستم خود به خود شکل می گیرد. این سوال برجسته هنوز در اذهان باقی است که آیا جنرال دوستم خواهد توانست یک جبهۀ موازی جنگی در شمال بیاراید که در برابر فشارهای نظامی از سوی کابل دست متلاشی نشود؟ گزینه های مختلفی دراختیار جنرال دوستم قرار دارد.
گزارشنامه افغانستان

بحث و مناظره

کامنت از طریق فیسبوک

کامنت از طریق دیپلماسی افغانی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

دیپلماسی افغانی در فیسبوک