12 December 2017امروز: سه شنبه ۲۱ قوس ۱۳۹۶

اگر امروز پل اتک را به پاکستان واگذار کردیم! فردا مجبور خواهیم بود پل متک را هم به آنها ببخشیم


 نویسنده: وحید عمر

در جهان ۱۹۵ کشور مستقل وجود دارد. میان این ۱۹۵ کشور تا هنوز بیش‌تر از ۲۰۰ دعوا و منازعات تمامیت ارضی لاینحل مانده است. بعضی این منازعات مبنای حقوقی دارند، بعضی‌شان اصلاً مبنای حقوقی ندارند و منازعات سیاسی و تاریخی استند.
اکثر مردم به این فکر استند، که بیش‌تر این منازعات در میان کشورهای وجود دارند. که زمان مستعمره بودند. این فکر درست نیست. همین لحظه‌یی که این یادداشت را می‌نویسم، میان انگلستان و هسپانیه بر سر جبل‌الطارق منازعه جریان دارد. دیروز پارلمان انگلستان اعلام کرد، که شهروندان جبل‌الطارق تحت تسلط هسپانیه بوده نمی‌توانند و می‌خواهند به‌طور مکمل با انگلستان یک‌جا شوند.
منازعهٔ سرحدی کشورها تنها میان ما و پاکستان نیست. پاکستان با هندوستان بر سر کشمیر منارعه دارد، هند بر نیپال و چین ادعا ارضی دارد، ایران با عراق دارد، عراق با ترکیه، ترکیه با سوریه دارد. روسیه با اوکراین دارد، ایتوپیا با ایریتریا دارد. حتا امریکا با کانادا منازعۀ ارضی دارد. و همین‌طور ادامه دارد…؛ اکثر کشورها این‌گونه منازعات دارند و هردو طرف بر ادعای شان ایستاد اند.

مبنای حقوقی این منازعات ارضی یک‌طرف، اما از سوء دیگر به میان آمدن نظریۀ state nation یا تمامیت ارضی، به‌همۀ کشورها یک بحث مهم سیاسی و ملی است. هیچ کشوری که اگر ضعیف و کم قدرت هم باشد ار خاک خود گذشته نمی‌تواند. این موضوع پرستیژ کشورها در دنیا است.
دیورند، داعیهٔ ارضی ما است. منازعهٔ ارضی ما با یک کشور دیگر است. انصراف کردن از این داعیه خیانت با افغانستان است. داشتن ذهنیت که اگر دیورند را با پاکستان قبول کنیم، مشکلات امنیتی‌ما حل می‌شود، خیلی ذهنیت سطحی و غیر واقعی است. در این وقت حساس، دادن امتیاز به‌پاکستان ما را از شر پاکستان نجات داده نمی‌تواند بل، پاکستان را بیش‌تر برما غالب کرده می‌تواند.
اگر اتک را واگذار نمایم، بعداً مجبور متک را هم واگذار کنیم.

اما این‌جا یک موضوع مهم وجود دارد.
از سال ۱۹۰۱ که NWFP و FATA رسماً در تشکیلات رسمی هند برتانیوی شامل شدند، هیچ حکومت افغانستان به‌طور رسمی موضوع دیورند را در چوکات تمامیت ارضی نه با انگلیس‌ها و نه با پاکستانی‌ها مطرح کردند. ما همیشه از داعیهٔ پشتونستان آزاد حمایت کردیم و هندوستان هم به دلایل خاص با ما بودند.
ما بیش‌تر از این‌که موضوع را از بُعد تمامیت ارضی مطرح کنیم، به‌تعیین سرنوشت خان برادرز تأکید داشتیم.
خان برادرز، گاهی با انکلیس‌ها و گاهی هم با کانگرس سازش کردند. به‌همین دلیل داعیهٔ ما همیشه ضعیف مانده است.
به‌طور مثال، در زمان شکل‌گیری دولت پاکستان، وزیر خارجۀ‌ ما نجیب‌الله خان به انگلیس‌ها خط نوشت؛ وقت خیلی مهم بود. در نامه‌اش ادعای تمامیت ارضی ننمود. فقط این‌را نوشت که انگلستان باید سرنوشت پشتون‌ها آن‌طرف سرحد را تعیین کند. اصلاً، یادآوری نکرده بود که ما ادعا ارضی داریم.
بعد از شکل‌گیری دولت پاکستان، زمانی‌که داعیهٔ خان‌برادرز محدود به خودمختاری یا Autonomy مناطق پشتون‌نشین در داخل خاک پاکستان شد، ما از این داعیهٔ حمایت کردیم.

مشکل تاریخی ما این است که بعد از سال ۱۹۴۷ میلادی، از داعیهٔ پشتونستان آزاد یا خودمختاری مناطق پشتون‌نشین حمایت کرده‌ایم و در کُلیت صدای ارضی مربوط به افغانستان را رسماً بلند نکرده‌ایم. ما به‌جای این‌که، برای تکمیل کردن خاک افغانستان حرف بیش‌تر زده باشیم، برای تعیین کردن سرنوشت خان‌برادرز و پشتونستان آزاد بیش‌تر گفته‌ایم. به‌خاطری‌که این داعیهٔ افغانستان باشد، تا حد زیاد داعیهٔ پشتون‌ها ساخته شده‌است.

یک‌ مشوره دارم:
انصراف از دیورند و واگذار کردن خاک به‌دیگران ناممکن است. این یک‌انتحار سیاسی به‌‌ افغانستان است. در اسناد تاریخی مواد بیش‌تری وجود دارد، که می‌توانیم در مورد دیورند دوباره دوسیه حقوقی را باز نماییم. اما، یک کار باید صورت گیرد؛ در افغانستان باید روی این داعیه اجماع ایجاد شود. قسمی‌که نرتیف یا Narrative، سیاست داخلی و هم سیاست خارجی این داعیه تغیر کند. ما پشتونستان مستقل نمی‌خواهیم، حرف اصلی ما تقویه و یک‌جا کردن قوم پشتون نیست. در مناطقی‌‌که ما ادعای آن‌را داریم اقوام دیگر نیز زنده‌گی می‌کنند. منازعهٔ ما به‌خاطر مردم نیست به‌خاطر خاک است. ما مناطق را که امیرعبدالرحمن‌خان در ۱۸۹۳ در مقابل تهدیدات و امتیازات خاص به هندبرتانیوی واگذار کرده بود، دوباره می‌خواهیم. حالا نه امتیازات وجود دارد و نه هند برتانیوی و همین ادعا ما در مقابل پاکستان است.
آخرین مقتدر هند برتانیوی لارد مونت باتن Lord Luis Mountbatten در زمان تجزیهٔ هندوستان به‌صراحت گفته بود که توافقات مناطق سرحدی شمال غربی هندوستان در مذکرات با ادارهٔ ذیربط آینده حل شود. برای مان همان ادارهٔ ذیربط آینده، همین پاکستان است.
مشورۀ من همین است که پشتون‌ها نباید این موضوع را قومی بسازد و از آن داعیه قوم پشتون نسازد. این داعیهٔ تمامیت ارضی تمام افغانستان است. گذشتن از این داعیه شرم تاریخی بزرگ به افغانستان است.

بحث و مناظره

کامنت از طریق فیسبوک

کامنت از طریق دیپلماسی افغانی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

دیپلماسی افغانی در فیسبوک