12 December 2018امروز: چهارشنبه ۲۱ قوس ۱۳۹۷

جهان وارد فاز جنگ هسته‌ای می گردد


منبع: پراجکت سندیکت/ یوشکا فیشر

آیا جنگ هسته ای در پیش است

چندین دهه پس از پایان جنگ کره و دو پاره شدن این سرزمین، درگیری بر سر شبه جزیره کره همچنان یکی از خطرناک ترین و مهارنشدنی ترین معضلات زمانه ما بافی مانده است، و امروز حتی خطرناکتر – و علی الظاهر غیرقابل مهارتر – از همیشه شده است.

کره شمالی رژیم بر جای مانده از روزگار جنگ سرد است، دایناسوری استالینیستی که تا امروز دوام آورده، حال آنکه کره جنوبی به یک قدرت اقتصادی و پیشرفته در منطقه بدل شده است و چین، اصلی ترین متحد کره شمالی و تنها حامی مالی آن، سیاست مدرن سازی با موفقیت فزاینده در پیش گرفته است.

توسعه این قبیل کشورها، کره شمالی را در انزوا قرار داده و به حق در هراس و وحشت از آینده خویش است. از همین رو حزب کارگران کره، به رهبری دار و دسته کیم (جونگ اون)، برای اطمینان از بقای دیکتاتوری خود به ایده توسعه بمب هسته ای و سیستم هایی که برای حمل آن ضروری است، روی آورده است.

تا امروز، تمام تلاش های دیپلماتیک و علمی برای بازداشتن کره شمالی از تبدیل شدن به ارتشی هسته ای بازمانده است. موضوع صرفا زمان باقی مانده تا دستیابی کره شمالی به موشک های مجهز به بمب هسته ای است که قادر باشند کره جنوبی و پایتخت آن سئول، ژاپن و حتی شهرهای بزرگ کرانه غربی آمریکای شمالی را هدف قرار دهند.

ایالات متحده به نوبه خود سامانه دفاع موشکی در کره جنوبی مستقر کرده است و دولت ترامپ همچون دولت های پیشین (در آمریکا) تمایل کره شمالی برای دستیابی به موشک های قاره پیما برای هدف قرار دادن سان فرانسیسکو و لس آنجلس را توجیهی برای جنگ قلمداد می کند. اگر رنگی برای توصیف درجه تهدید ترور از جانب کره شمالی در نظر بگیریم، این رنگ امروز از نارنجی به قرمز رسیده است. در شرایطی که زمان برای دستیابی به راه حل دیپلماتیک – یا حتی مهار این بحران – به سرعت در حال گذر است، گزینه نظامی دارد به گزینه اصلی بدل می شود.

تحولات کنونی در منطقه ای حادث می شود که به لحاظ استراتژیک به شدت حساس است. کره جنوبی و ژاپن – هر دو بازیگران مهم اقتصاد جهانی و شرکای ایالات متحده- در سایه تهدید قریب الوقوع قرار دارند، و از دیگر سو چین و روسیه، همسایگان شمالی کره شمالی، قدرت های هسته ای جهان هستند و منافع خود را در خطر می بیند.

به طور خاص، چین شبه جزیره کره را بخشی از امنیت استراتژیک تلقی می کند. رهبران چین از یاد نبرده اند که ارتش امپراتوری ژاپن در دهه ۱۹۳۰ از شبه جزیره کره به شمال چین (منچوری) یورش برد، و همچنین اینکه دلیل مداخله نظامی چین در جنگ کره در اوایل دهه ۱۹۵۰، رویکرد قوای آمریکایی در قبال رودخانه یالو در مرز چین بود.

از آن زمان، چین به قیم و محافظ کره شمالی بدل شد و ایالات متحده نیز با استقرار گسترده نیروهای نظامی در منطقه حتی پس از پایان جنگ سرد به حامی کره جنوبی بدل شد. بدون حضور نظامی ایالات متحده به احتمال بالا جنگ بار دیگر در منطقه سایه می افکند و یا در بهترین حالت ژاپن و کره جنوبی نیز (قدرت) بازدارندگی اتمی خود را توسعه می دادند.

رودررویی نظامی در شبه جزیره کره می تواند به سناریویی کابوس وار بدل شود که در آن سلاح های اتمی مورد استفاده قرار می گیرد و یا حتی به درگیری بزرگ میان قدرت های جهانی مجهز به سلاح اتمی منجر می شود. هر کدام از این سناریوها عواقبی جدی، فرای تحولات جغرافیایی آنی در پی خواهد داشت. در همین حال تعجیل کره شمالی برای توسعه موشک های بالستیک قاره پیما بدین معنا است که دیگر سیاست صبر و انتظار، گزینه ای موثر نخواهد بود.

حالا، دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده چه برنامه ای دارد؟ سلسله سفرهای اخیر مقامات ارشد آمریکایی حکایت از آن دارد که دولت جدید اوضاع در شبه جزیره کره را تهدیدی بزرگ تلقی می کند. زمانی که اوایل این ماه آنگلا مرکل صدراعظم آلمان برای دیدار با ترامپ به واشینگتن سفر کرده بود، رکس تیلرسون، وزیر خارجه ایالات متحده، نخستین سفر خود را به آسیای شرقی ترتیب داده بود، پیش از او جیمز متیس، وزیر دفاع در ماه فوریه به منطقه سفر کرده بود.

سخنان تیلرسون در کره جنوبی به هیچ روی اطمینان بخش نبود. وی از “تهدیدی فوری” سخن گفت و سر آمدن “سیاست صبوری استراتژیک” متعلق به باراک اوباما رئیس جمهور سابق را اعلام کرد و گفت “تمام گزینه ها روی میز است ” – از جمله گزینه نظامی.

لحن تند و تیز تیلرسون اگر منجر به راه حلی بر مبنای مذاکره میان ایالات متحده، چین و کره شمالی بینجامد قابل توجیه است. اما اگر چنین اتفاقی رخ ندهد، چه؟ جنگ هسته ای یا جنگ متعارف در شبه جزیره کره مخاطرات نامعلومی در سطح جهانی و منطقه به بار خواهد آورد. در واقع اگر کسی این مخاطرات را تمام و کمال بررسی کند درمی باید که تمام گزینه ها روی میز نیست، علی رغم تمام دشواری ها، فقط یک راه حل در کار است.

هر چند راه حل دیپلماتیک تنها در صورتی پیدا می شود که ایالات متحده و چین همکاری تنگاتنگی داشته باشند و اشتباهات گذشته را تکرار نکنند. برای مثال دولت ترامپ سیاست بیش از حد تهاجمی خود در قابل چین و جنوب دریای چین را به خاطر بحران رو به رشد شبه جزیره کره کنار بگذارد.

روز به روز این واقعیت عیان تر می شود که ایالات متحده، حتی تحت ریاست جمهوری ترامپ، نمی تواند از نقش خود به عنوان قدرتی تثبیت شده در عرصه جهانی شانه خالی کند. چین هم برای آنکه اثبات کند قادر است به قدرتی تثبیت شده در قرن بیست و یکم بدل شود به نوبه خود می بایست وظیفه خود را برای حل و فصل نزاع در شبه جزیره کره به سامان برساند.

بحث و مناظره

کامنت از طریق فیسبوک

کامنت از طریق دیپلماسی افغانی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

دیپلماسی افغانی در فیسبوک