12 December 2017امروز: سه شنبه ۲۱ قوس ۱۳۹۶

جنرال دوستم به تلنگری بند است


نویسنده: وحید مژده

دوستم در آخرین  ایستگاه

در جریان انتخابات ریاست جمهوری زمانیکه اشرف غنی احمدزی، جنرال عبدالرشید دوستم را به عنوان معاون اول خود معرفی کرد، عده‌ای از این تصمیم اشرف غنی به این دلیل ابراز شگفتی نمودند که به یاد داشتند اشرف غنی در گذشته دوستم را قاتل و جنایتکار خوانده بود. این القاب را اشرف غنی نه تنها در مجالس بصورت شفاهی گفته بود بلکه مقاله‌ای هم در این مورد از غنی به نشر رسیده بود.

وقتی این سوال مطرح شد که چگونه اشرف غنی در مورد دوستم تغییر باور داده است وی سخنان گذشتۀ خود در مورد جنرال دوستم را طوری توجیه نمود که گویا آن سخنان و باورها ناشی از سوء تفاهم یا عدم شناخت از شخصیت اصلی جنرال دوستم بوده است.

در جریان کمپاین ریاست جمهوری، وقتی اشرف غنی رقیب خود داکتر عبدالله را مناظره فرا خواند و عبدالله شاید تحت تاثیر تبلیغات که اشرف غنی فیلسوف زمان است، از مناظره با وی ابا ورزید، اشرف غنی در عکس العمل به جواب رد عبدالله با خندۀ بی‌مزه و مضحک گفت که اگر داکتر با من مناظره نمی‌کند، با جنرال صاحب در بزکشی مسابقه بدهد! این سخن وی هرچند نوعی شوخی تلقی شد اما وی مکنونات قلبی خود را در مورد کسی که به حیث معاون اول برگزیده بود نشان داد یعنی جنرال دوستم فقط بزکشی بلد است!

در همان زمان گفته شد که امریکا با قرارگرفتن جنرال دوستم به حیث معاون در کنار اشرف غنی مخالف است اما اشرف غنی امریکایی‌ها را قانع ساخت که “دوستم اسپی است که می‌توان با سواری وی به ارگ رسید اما در آینده اگر این اسپ سرکشی کند، می‌توان مهارش کرد”.

از نظر اشرف غنی خلف وعده نشان از تبحر و لیاقت درسیاست دارد. وی قبل از دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، نمایندگانی را نزد طالبان به امارات فرستاد. در آن ملاقات، نمایندگان اشرف غنی به طالبان وعده دادند که در صورتی که در جریان انتخابات اختلال ایجاد نکنند و او برندۀ انتخابات گردد، از امضای قرارداد امنیتی با امریکا خودداری خواهد ورزید و به پروسۀ صلح اولویت خواهد داد.

زمانیکه وی اعلام داشت قصد دارد تا قرارداد امنیتی با امریکا را امضا نماید، انجنیر احمدشاه احمدزی نزد وی رفت و به او یادآوردی نمود که شما به طالبان وعدۀ صلح داده بودید اما امضای قرارداد امنیتی با امریکا به معنی دوام جنگ تا سال‌های طولانی خواهد بود. قیوم کوچی کاکای اشرف غنی گفت که طالبان مزدوران پاکستان اند و ما با پاکستان به تفاهم رسیده ایم و آنها وعده داده اند تا طالبان را به زور پشت میز مذاکره بیاورند. وعدۀ ما به طالبان جدی نبود و در سیاست چنین وعده‌ها معمول است!

این خلف وعده را اشرف غنی با تعدادی از اعضای کمپاین انتخاباتی خود نیز نمود که بسیاری از آنها اکنون در صف مخالفین رئیس جمهور قرار دارند.

اکنون به نظر می‌رسد که شمارش معکوس برای حذف جنرال دوستم از صحنۀ سیاسی آغاز شده است. با برکناری مقامات ارشد نظامی و ملکی در نهادهای دولتی که با جنرال دوستم و جنبش وی رابطه دارند، دوستم به پایان کار نزدیک می‌شود. قرار اطلاعات، چندین جلسۀ پیهم در ارگ در این رابطه دایر شده و اشرف غنی به وزارت دفاع، داخله، امنیت ملی و ریاست ارگان‌های محل دستور داده است تا هواداران جنرال دوستم را از پست‌های مهم در این نهادها برکنار سازند.

چون مرکز قدرت جنرال دوستم در شمال و مناطق ازبیک‌نشین است، قرار است تا این تغییرات از ولایت فاریاب آغاز گردد. در قدم اول والی، قوماندان امنیه و رئیس امینت ملی ولایت فاریاب از وظایف شان برکنار و افراد جدیدی جانشین آن‌ها خواهند شد. در عین حال به نام خلع سلاح افراد غیرمسئول، کار خلع سلاح افراد جنبش در شمال آغاز شده است.

بعضی از هواداران جنرال دوستم می‌گویند که این اقدامات حکومت وحدت ملی از آنجا آغاز شد که جنرال دوستم قصد داشت تا طالبان را از شمال براند اما اشرف غنی و اتمر که طرفدار طالبان اند، از این کار ناراضی شدند و در تبانی با طالبان در ولایت فاریاب، قصد داشتند تا جنرال دوستم را بکشند. با کشته شدن دوستم، شهید دیگری به شمار شهدا اضافه می‌شد، مسئولیت این کار نیز بدوش طالبان می‌افتاد و غنی هم از مشکل یک معاون مزاحم نجات می‌یافت.

در ماه میزان سال گذشته که دوستم برای عملیات نظامی علیه طالبان به فاریاب رفت تا ولسوالی غورماچ را از طالبان پس بگیرد، با کمین طالبان مواجه شد که تعدادی از فرماندهان مورد اعتماد وی در این کمین کشته شدند و خود دوستم زخمی سطحی برداشت. در حقیقت فداکاری محافظین دوستم موجب نجات جان وی شد.

دوستم بعد از این جریان به جوزجان برگشت و در آنجا اطلاعاتی بدست آورد که انجنیر احمد ایشچی در این دسیسه دست داشته است. او ایشچی را اختطاف کرد اما فشارهای شدید که از جانب حکومت وحدت ملی و امریکایی‌ها بر وی وارد شد موجب گردید تا ایشچی را رها سازد. شکایت ایشچی از دوستم و جزئیات این ماجرا مایۀ سرافگندگی برای دوستم، هواداران و حتی خانواده‌اش گردید و ضربۀ روانی شدیدی به هواداران وی نیز وارد آورد.

اشتباهات دوستم

برنامۀ دقیق حکومت وحدت ملی به رهبری اشرف غنی این بود که تا جنبش را دچار انشعاب سازد. برای این کار در ابتدا در مشورت با دوستم تعدادی از شخصیت های ازبیک را به مقامات دولتی گماشت و چند ریاست و وزارت را به مشورت با دوستم در اختیار آنها گذاشت از آن جمله ریاست نورم و استاندارد و ولایت فاریاب. محمد الله بتاش به حیث وزیر ترانسپورت، سید انور سادات به حیث والی فاریاب و داکتر نقیب الله فایق به حیث رئیس ادارۀ نورم و استاندارد مقرر گردیدند. دو نفر از آنان یعنی سادات و فایق عضو مجلس نمایندگان بودند.

مشخص نیست که اشرف غنی خودش این دو فرد را عضو پارلمان بودند برای این دو پوست برگزید و دوستم با آن موافقت کرد و یا اینکه دوستم خودش آنها را به اشرف غنی معرفی نمود. بعضی از تحلیلگران به این باور اند که این دسیسه را ارگ براه انداخت تا دو تن از وکلای جنبش را که می توانستند در پارلمان طنین صدای دوستم باشند از پارلمان بیرون کرد و به این ترتیب موقعیت دوستم را در پارلمان نیز تضعیف نمود اما جالب است که خود دوستم بابر فرهمند را که او نیز عضو پارلمان بود به ریاست دفتر خود گماشت. آیا این تصمیم از خود دوستم بود و یا اینکه کسانی در این مورد به وی مشورت دادند؟

از جانب دیگر دوستم در شمال با دو نیرو درگیر جنگ است؛ طالبان که برای گسترش نفوذ شان در شمال به مناطقی که دوستم آنرا حوزۀ نفوذ خود می‌شمارد هجوم آورده‌اند و جمعیت اسلامی که از سال‌های دراز در قلمرو نفوذ دوستم با وی درگیر رقابت است و گاهی این رقابت‌ها به خونریزی نیز منجر شده است. نزدیک شدن اشرف غنی با عطا محمد نور والی بلخ نیز بخشی از همین برنامه است تا دوستم در تنگنا قرار بگیرد.

آنانی که از نزدیک با دوستم آشنایی دارند به این باور اند که دوستم قدرت خود را مدیون جنگ می‌داند اما در مسایل سیاسی و بازی‌های پشت پرده به نظریات مشاورین خود توجه دارد. این مشاورین که تعدادی از آنها اشخاص تحصیل کرده هم هستند، از اینکه در کنار شخصی چون دوستم قرار گرفته و در زیر سایۀ وی مجال رشد ندارند و رشد شان نیز به ارفاق و لطف دوستم مربوط است، ناراضی اند. احتمال دارد که بعضی از این مشورت‌های غلط کار بعضی از همین افراد باشد.

در میان این قشر از جامعۀ ازبیک این سوال مطرح است که تا چه زمانی شخصی مانند دوستم از ازبیک‌ها نمایندگی نماید در حالیکه در این قوم افراد تحصیلکرده و با دانش کم نیست. تا چه زمانی باید وجهۀ ازبیک‌ها و حتی همه ترک‌تباران این کشور با جنگ و خشونت و دوستم پیوند داشته باشد؟

دوستم از نفوذ این ذهنیت در میان هوادارانش بی‌خبر نبود و از آنجا که شوربختانه  قدرت سیاسی در این کشور میراث پدر به فرزند است، در این اواخر تلاش داشت تا فرزندانش را به صحنۀ سیاسی افغانستان وارد سازد. یعنی بازهم ازبیک‌ها در سایۀ خانوادۀ دوستم باشند. بخصوص که وی در مانورهای نظامی در شمال، پسران خود را نیز با خود به جنگ برد و این ذهنیت را به میان آورد که اگر خودش نباشد، پسرانش راه پدر را در جنگ نیز ادامه خواهند داد.

اشتباه بزرگ دوستم این بود که بعد از انتقادهای تند از اشرف غنی و متهم کردن وی به قوم‌گرایی، با تعدادی از افراد مسلح خود به کابل بازگشت و تلاش نمود با زور خود را در مقام معاونیت اول ریاست جمهوری ابقا نماید. از آنجایی که در قانون اساسی افغانستان در مورد محاکمۀ معاون رئیس جمهور پیشبینی وجود ندارد، بعضی‌ها به وی گفتند که او قانونا معاون رئیس جمهور است و هیچکس به شمول رئیس جمهور حق برکناری وی را ندارد.

گفته می‌شود که او این کار را به دلگرمی از وعدۀ خارجی‌ها انجام داد. در زمان ریاست جمهوری حامد کرزی نیز امریکایی‌ها وی را از مشکل مشابه نجات داده بودند یعنی زمانیکه او به خانۀ اکبر بای حمله کرد و او را مورد ضرب و جرح قرار داد. در آن زمان حامد کرزی قصد دستگیری دوستم را داشت که با دخالت زلمی خلیلزاد، کرزی از این کار منصرف شد اما دوستم را به ترکیه تبعید کرد. خلیلزاد در کتاب خویش «فرستاده» به این ماجرا پرداخته است.

دوستم بعد از بازگشت از جوزجان به کابل، تحت محاصره در خانه قرار گرفت و حتی برنامۀ حمله به خانه‌اش برای دستگیری وی در دستور کار قرار داشت اما بعد به این دلیل که ممکن است این کار در شمال موجب تشنج و برخورد گردد، به تعویق افتاد و فقط در خانه تحت حصر قرار گرفت. اکنون که افراد گوش به فرمان دوستم در فاریاب خلع قدرت و خلع سلاح می‌شوند، احتمال دارد که دوسیۀ شکایت ایشچی از دوستم مجددا باز شده و این بار جنرال دوستم دستگیر گردد زیرا منابع موثق به خبر گزاری‌ها گفته‌اند که در جلسۀ امنیتی که قبل از سفر اشرف غنی به خارج در ارگ به ریاست وی دایر شد، در مورد صدور حکم گرفتاری وی به لوی سارنوالی دستور صادر گردیده است. این در حالی است که به فیض الله ذکی مشاور امنیت ملی و یکی از نزدیک‌ترین افراد به دوستم در چندین جلسۀ شورای امنیت ملی اجازۀ شرکت داده نشده است.

چرا دوستم از نظر امریکا افتاد؟

با توجه به سابقه و شخصیت دوستم می‌دانیم که او در گذشته دست به کارهای بدتر از واقعۀ ایشچی زده است. در آغاز حملۀ امریکا به افغانستان و سقوط طالبان، کشتار اسرای طالب به‌دست دوستم یک جنایت جنگی به‌شمار می‌آمد اما در طول شانزده سال گذشته امریکا حتی اجازۀ تهیۀ گزارش در این مورد به خبرنگاران را هم نداد زیرا دوستم این کار را در موجودیت افراد سازمان سیا در محل واقعه و به رضایت آنها انجام داد.

دلیل اصلی نارضایتی امریکا از دوستم را بعضی از تحلیلگران به اختلاف میان ترکیه و امریکا در رابطه می‌دانند اما حقیقت اینست که با به قدرت رسیدن اسلامگرایان در ترکیه، دولت این کشور دیگر توجه سابق را به دوستم ندارد. از جانب دیگر رابطۀ دوستم با ترکیه نیز تازگی ندارد که موجب نگرانی امریکا گردد. این نگرانی با نزدیک شدن روسیه به جریانات افغانستان و تلاش‌های این کشور برای ایجاد همگرایی در منطقه برای حل معضلۀ افغانستان پیوند دارد.

از زمانیکه روسیه با طالبان نزدیک شده و ماسکو نشان داده که دیگر در قضیۀ افغانستان بی‌طرف باقی نمی‌ماند، امریکا نسبت به کسانی‌که ممکن است با روسیه رابطه داشته باشند به نظر شک و تردید می‌نگرد. جنرال دوستم کسی است که نه تنها با ازبیکستان بلکه با ماسکو نیز رابطۀ حسنه دارد. او در سال ۲۰۱۵ به روسیه سفر کرد و با مقامات نظامی مهم آن کشور ملاقات داشت. هرچند آن سفر وی به عنوان معاون رئیس جمهور افغانستان صورت گرفت و در صدر مسایل مطرح شده در آن دیدارها، تقاضای کمک به نیروهای مسلح افغانستان شامل بود اما امریکایی‌ها دوستم را به عنوان یک شخصیت پیچیده و مرموز می‌شناسند که تصمیم‌هایش قابل پیشبینی نیست.

نکتۀ جالب در سفر دوستم به فدارسیون روسیه، ملاقات وی با رمضان قادروف رئیس جمهور چچنیا بود. به گزارش آژانس اسپوتنیک روسیه، در ملاقات با قادروف دوستم خاطرنشان ساخت که داعش سعی می‌ورزد افغانستان را به تخته خیز خود مبدل سازد که به این ارتباط جمهوری اسلامی افغانستان، مانند سوریه، به منظور جلوگیری از تحقق این پلان‌ها به حمایت جانب روسیه نیاز دارد.

در مقابل قادروف در تبصره بر حوادث در صفحۀ انستاگرام خود نوشت: “ما اظهار اطمینان نمودیم که رهبری روسیه در مورد این مساله فیصله مثبت اتخاذ خواهد کرد”.

به نظر می‌رسد که مدت‌ها بعد دوستم متوجه شد که تقاضای کمک از روسیه آنگونه که در سوریه اتفاق افتاد چقدر برای امریکا ناخوش‌آیند است و در جبران آن اشتباه گفت: “اگر امریکا دشمنان سرسخت در جهان دارد، دوست سرسختی مانند من نیز دارد” اما به نظر می‌رسد که زمان چنین خوش‌خدمتی‌ها گذشته و امریکا نیز تصمیم خود را گرفته است.

نری نیوز

بحث و مناظره

کامنت از طریق فیسبوک

کامنت از طریق دیپلماسی افغانی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

دیپلماسی افغانی در فیسبوک