27 June 2017امروز: سه شنبه ۶ سرطان ۱۳۹۶

جنگ روانی حکمیتار با رسانه ها به کجا ختم خواهد شد ؟


از اوضاع برمی آید که دکترغنی از نظر بی ریشه گی «جهادی» در بی وزنی افتاده، در جریان وقایعی احتمالن پیش بینی شده، جای خود را به حکمتیار خالی کند تا «جنوب» و «شمال» به نفع ایتلاف سه جانبه امریکا، پاکستان وعربستان وصل شود.

عملیات تعرضی حکمتیار ( هنوز نارسیده به کابل) ، رقبای «تنظیمی» او را شوک داده است و تحرکات سراسری آنان به هدف کوچانیدن دو باره حکمتیار از کابل به طور زودهنگام شروع شده است. ازین قرار، حکمتیار به تشکل های در حال انقراض دشمنان دوره «جنگ سرد» که قدم به قدم در برابر تحولات اجتماعی عقب می نشستند، کمک کرد تا دریک فرصت تاریخی، دست به تجدید قوا بزنند

این که حکمتیار چرا جنگ جلال آباد در ۱۳۶۸ را در فرمایشات پس از «ظهور» گنجانیده، شاید در لحظه های وفور گفتنی های ناگفته یک تصادف یا «آمد گپ» باشد، ورنه، بنده هیچ مناسبتی را اندر باب ماجرای امروز با آن شکست تاریخی و «اعتراف» به آن «اشتباه» یافته نتوانستم.
نگون بینی ها ومحاسبات عجولانه سیاسی ایشان در حدی است که حتی موشک باران تاریخی آبادی های کابل، اولین وواپسین اشتباهات ناتراش حکمتیاربه حساب نمی آیند. به نظرمن فربه ترین محاسبه غلط وی در احوال حاضر این است که وی نه از گذشته های سرشار از شکست خودش درس آموخته، نه از دولت ربانی، نه از طالب، نه از کرزی ونه از غنی.
همان گونه که حکمتیار درنتیجه تصمیم امریکا، پاکستان وعربستان از حالت «ریزرف» برون آمده، شبکه های مسلط ایران- روسیه و هند نیز حال وهوای خود را با موسم تازه برابر کرده اند. شکست های حکمتیار این بار فراتاریخی خواهد بود. او محصول تناقض «زمان» است که به جنگ با «زمان» وارد شده است.
مثل این است که دست سرنوشت، او را همراه با دیدگاه ها و سنجه های ۲۵ سال پیش، در یخچالی گذاشته بوده و اکنون که «همان دست سرنوشت» از یخچال برونش آورده، ما با تیوری نوعی سفر از گذشته به حال مواجه شده ایم.  درکتاب های تجربه اجتماعی وتاریخی باید روایت شود که یک «رهبر» سیاسی بیگانه از عامل دگرسانی و تا و سر شدن چند باره افغانستان و آمدن رژیم های چند پدره و معیوب، هنوز همان احادیث سیاسی لایتغییر را با هیجان دوره جنگ سرد «پریزنت» می کند، دشمنان یک بار تعریف شده برای همیشه را همچون حقیقتی ازلی باز تعریف می کند، خواسته های محقق نشده ای صیقل ناپذیر خویش را برای نسلی که از بیخ وبنیاد با آن ایده آل های هرگز شناخته نشده غریبه است، شلیک می کند.

عظیم ترین کج نگری واشتباهی که در پلان های حکمتیار دو باره به «ظهور» رسیده، همین سنگ واره گی فکری در میدان واقعیت های چند لایه است که به نسخه های قبلی خویش دیگر شباهتی ندارند.  چون به نیروی هیولایی ونرم رسانه ها بنگریم، شکست حکمتیار، نه از میادین جنگ گرم، که از جبهه رسانه های همه گانی، به «ظهور» خواهد رسید.

گزارشنامه افغانستان

بحث و مناظره

کامنت از طریق فیسبوک

کامنت از طریق دیپلماسی افغانی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

دیپلماسی افغانی در فیسبوک