27 June 2017امروز: سه شنبه ۶ سرطان ۱۳۹۶

جنگ زرگری و تهوع آور جمیعت و حزب اسلامی


نویسنده: غرزی لایق
در بيشترين كنونه، “جنگهاى زرگرى” ميان “جمعيت” و “حزب” كه بسيار مسخره و تهوع آور اند و از گيرش و ربايش بى بهره، مرا سرگرم خود نه ساخته، پشتِ گردن خاريده و از خير واكنش ميگذرم، آنچه به تازه گى اما، از حنجره ى آقاى امرالله صالح بيرون ريخت، نه ميشود از كنار آن با بالا انداختن شانه ها و ابرازِ “به من چى”، ساده و پياده رد شد.
به باورِ آقاى صالح، حكمتيار از كشتارِ هفده سال اخير در پيآمدِ تپنده گى هاى جنگى خويش، پيش از هر گفتنى ديگر، بايد بابِ اقرارِ ندامت و پوزش در برابر مردم افغانستان را مي گشود. تنها هفده سال اخير! من تا اين بخشِ بيانِ نامبرده، نه ميتوانم با وى همنوا و همسو نه باشم، برگه هاى گاهشمارىِ استخوان شكنى ميان “جمعيت” و “حزب” و برپايى كربلاى كشتار و خونريزى فرزندانِ اين سرزمين اما، نه از پگاه و يا شامگاهِ نازل شدن نيرو هاى عسكرى امريكا و ناتو در سال ٢٠٠١ ترسايى، بلكه از نخستين روز هاى غلبه ى نظامى سردار محمد داؤد خان بالاى حاكميتِ خانواده گى، از سرطانِ سال ١٩٧٣ در حال نگاشته شدن است. سرچشمه ى جويبارِ خون افغانها و نابودى زيستگاه ما را، نه در هفده سالِ جارى، بل در چهل و هفت سالِ جارى بايد رد يابى نمود كه در مراتون كيفر خواهى، نقش و جايگاهِ “جمعيت” و “حزب”، كم از كم، برابر و همسان اند.
هراس دارم كه رواج يافتنِ پديده ى “پوزش خواهى” و “پوزش طلبى” ميان برگزيده هاى “جهادى”، زلالِ اين اصلِ نابِ انسانى را آلوده تر ساخته و مانند زوالِ ارزشها و نرخهاى ديگرِ آدمانه زيستن، همبود افغانى را بيشتر از پيش در تارِ خامِ پوچى گرى و ارج زدايى بپيچاند!
اگر غلط نه كرده باشم، در سال ٢٠٠٥ ميلادى، شوراى ملى “جهادى”، با تمام آرأ، پذيرفت كه خون ريخته شده ى هزاران افغان بيگناه را و ويرانى كشور را كه در پيآمد جنگهاى سه دهه پيشتر رخ داده بودند، چون متاع بى ارزش، به همدیگر ببخشند و اينگونه، به بهانه ى ادامه ى بى دردسرِ “بازسازى” و “بهسازى” افغانستان، پيگيرى و مجازاتِ ناقضين حقوق انسان و جنايتكارانِ جنگى را سد ساختند. باور دارم كه آقاى صالح، مفاد آن سازشِ ننگين و بى مروت را به حسابِ “پوزش خواهى” “جمعيت” و “حزب” و جنگنده هاى ديگرِ سوگ افغان، طى هفده سالِ اخير، قيد محاسبه ى خويش نه كرده باشند!
به باور من، بخش بزرگِ كشتار ها و ويرانى ها در افغانستان، به ويژه پس از فروپاشى حاكميتِ داكتر نجيب الله كه در ساخت و پاخت پنهانى برخى رهبرانِ حزب وطن به سركرده گى ببرك كارمل با “جمعيت اسلامى” پيش آمد، بيشترينه در شاخ جنگى هاى “جمعيت” و “حزب” بايد رد يابى گردد. هرگاه، سوزش سوگ افغان، به گمان آقاى صالح، در “پوزش خواهى” حكمتيار به خاطر هفده سال لجاجت و ادامه ى كشتارِ افغانها بهبود مييابد، پس ميبايد كه “جمعيت” در اين كارزار نيز پيشى ميگرفت و “حزب” را در پرسمانِ “پوزش خواهى” عقب ميزد.
بگذار تا خونهاى ريخته شده و حقوق پامال شده ى افغانها در لابلاى تكرارِ ورد هاى تنظيمى- جهادى و رد و بدل شدن “پوزش طلبى” هاى ناروا و نمايشى به باد فراموشى سپرده نه شده، هر قطره ى خونِ ريخته شده، هر زنده گى از دست رفته، هر ويرانى برپا شده طى قريب پنج دهه ى جنگ و كشتار، بازپرس، تثبيت و به كيفر رسانده شود! خيمه شب بازى با واژه ها و تركيب هايى از قبيله ى “پوزش خواهى” و “پوزش طلبى” و “آشتى” و “مصالحه” نه بايد رد پاى جنايتكاران و قاتلين مردم افغانستان را پنسل پاك بزند!
گزارشنامه

بحث و مناظره

کامنت از طریق فیسبوک

کامنت از طریق دیپلماسی افغانی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

دیپلماسی افغانی در فیسبوک