18 October 2017امروز: چهارشنبه ۲۶ میزان ۱۳۹۶

ترمپ در قمارافغانستان، دوست ندارد صاف بکشد


چگونه ترمپ می‌تواند در طولانی‌ترین جنگ امریکا پیروز شود؟

 منبع :فارین پالیسی/پاول میلر

جنگ در افغانستان اهمیت حیاتی دارد و رییس‌جمهور ترمپ هنوز می‌تواند در آن پیروز شود. باوجود دیگر مشغله‌های حکومت ترمپ، این حکومت فرصت دارد تا از اشتباهات حکومت پیش از خودش خودداری کرده و این جنگ طولانی را موفقانه به پایان برساند. اما این امر، به کارهای بیشتر از اعزام تعداد اندکی از سربازان اضافی که حکومت در نظر دارد، نیازمند است.
این جنگ مهم است، چون القاعده شکست نخورده است و هنوز تهدیدی علیه امنیت ملی ایالات متحده است. امریکایی‌ها به‌طور قابل فهمی در مورد دولت اسلامی و جنگ در سوریه نگرانند، جنگی که از سال ۲۰۱۴ بدین‌سو جنگ با القاعده و جنگ در افغانستان را تحت شعاع قرار داده است. اما ظهور اولی، دومی را کمتر خطرناک نمی‌سازد. القاعده و افراد/گروه‌های وابسته‌اش هنوز برای حمله بر منافع ایالات متحده انرژی و زمان وقف می‌کنند. در واقع، در مقایسه با دولت اسلامی، القاعده تقریبا به‌طور قطع چشم‌اندازهای درازمدت بهتری دارد. دولت اسلامی در چند سال وجودش توانسته است از ایران، روسیه و ایالات متحده دشمن بسازد، عملکرد دیپلماتیک فوق‌العاده بی‌معنا که در نهایت شکست‌اش را تضمین را می‌کند. القاعده، در مقابل، برای ۲۵ سال زنده مانده است، گسترش یافته است و جنبش‌های تازه‌یی تولیدِ مثل کرده است.
علاوه بر این، جنگ در افغانستان آزمایش مهمی برای رهبری، قابلیت اطمینان و عزم راسخ ایالات متحده است. ایالات متحده دو موافقت‌نامه‌ی همکاری استراتژیک با افغان‌ها امضا کرد – در سال‌های ۲۰۰۵ و ۲۰۱۲ – و یک موافقت‌نامه‌ی دوجانبه‌ی امنیتی در سال ۲۰۱۳ که یک همکاری امنیتی ده ساله را پیش‌بینی می‌کند. دولتمردان امریکایی از هردو حزب ۱۵ سال را در وعده دادن به افغان‌ها گذرانده‌اند که در جنگ‌شان در کنار آن‌ها می‌ایستند. اگر ایالات متحده افغانستان را با شتاب ترک کند، اگر سربازان ایالات متحده – پیش از آن‌که نیروهای امنیتی افغانستان بتوانند مستقلانه بجنگند – از افغانستان خارج شوند و اگر به‌دنبال آن طالبان دوباره کنترل تمام این کشور یا بخش‌هایی از آن را به‌دست بیاورند؛ این کشور دوباره به پناهگاه امنی برای القاعده و دیگر جهادی‌ها تبدیل خواهد شد. علاوه بر این، اعتبار دیگر اتحادهای امریکا و موقف بازدارندگی آن صدمه خواهد خورد. نتیجه‌ی این صدمه‌یی خواهد بود که جهان نمی‌تواند از عهده‌ی آن برآید، در حالی‌که ولادیمیر پوتین رییس‌جمهور روسیه، ظاهرا قصد دارد عزم ایالات متحده را در اروپا آزمایش کرده و از اختلافات در اتحاد ناتو بهره‌برداری کند.
هنوز می‌توان در این جنگ پیروز شد – به این معنا که ایالات متحده هنوز می‌تواند به اهداف استراتژیک مهم‌اش دست یابد. آرمان‌های بلند برای افغانستان که از ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۴ غالب بود دست‌نیافتنی‌اند، چون ایالات متحده هرگز هیچ فرصتی برای اشتباه کردن را از دست نداد. جورج دبلیو بوش، رییس‌جمهور پیشین، با اصرار بر یک رویکرد حضور اندک اشتباه کرد، اشتباهی که ناخواسته یک خلای حکومت‌داری و امنیتی ایجاد کرد. به‌دنبال آن، خلای قدرت در روستاهای افغانستان به طالبان اجازه داد تجدید قوا کرده و در سال ۲۰۰۵ ستیزه‌جویی‌شان را آغاز کنند. باراک اوباما، رییس‌جمهور پیشین، تغییراتی که بوش در دو سال اخیر ریاست‌جمهوری‌اش آورده بود را ادامه داد و به‌درستی حضور نظامی و ماموریت کمکی بازسازی ملکی در این منطقه را تقویت کرد. اما او با اعلان خروج سربازان ایالات متحده بر اساس یک جدول زمانی از قبل تعیین‌شده سیاست خودش را تضعیف کرد. اعلام خروج او به طالبان سیگنال داد که می‌توانند به‌راحتی منتظر خروج امریکایی‌ها بمانند – کاری که آن‌ها انجام داده‌اند. این رویکرد هم‌چنین مقام‌های افغان را تشویق می‌کند تا با هردو طرف ارتباط‌شان با دو طرف را حفظ کنند که برای تلاش‌های دولت‌سازی کابل پیامدهای مخربی دارد.
حکومت ترمپ طولانی‌ترین جنگ در تاریخ ایالات متحده را به ارث برده است، جنگی که مردم امریکا تا حد زیادی آن را تماشا کرده‌اند. این جنگ برای چنان مدت طولانی‌یی ادامه یافته است که تعداد اندکی از کارشناسان سیاست خارجی در طول جنگ به‌صورت مداوم رد آن را گرفته‌اند. در نتیجه، تعداد اندکی پیشینه یا دیدگاه تاریخی کافی دارند تا پیشرفت یا چشم‌اندازهای جنگ را بررسی کنند. منتقدان گاهی ادعا می‌کنند که اگر ایالات متحده تاکنون نتوانسته است در این جنگ پیروز شود، این جنگ باید غیر قابل پیروزی باشد. ایالات متحده در ۱۶ سال گذشته چه کاری انجام نداده است که احتمالا امروز امتحان کند؟ ایالات متحده کمک نظامی و ملکی کافی یا زمان و صبر مورد نیاز را به آن‌ها نداده است تا مسئولیت را بگیرند. بوش مایل بود به این جنگ تمام زمان و صبر مورد نیاز را بدهد، اما نه سرباز کافی و پول بازسازی؛ اوباما برعکس آن کار کرد. ترمپ اکنون فرصت دارد تا هردو را بدهد.
خوشبختانه، این جنگ مستلزم ۱۰۰۰۰۰ سرباز امریکایی که از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ به افغانستان اعزام شدند، نیست. ایالات متحده در آموزش و ساختن نیروهای امنیتی افغانستان، متشکل از حدود ۳۵۰۰۰۰۰ سرباز و پولیس، موفق بوده است. حفظ این سربازان در میدان جنگ مستلزم حدود ۶ تا ۸ میلیارد دالر کمک سالانه ایالات متحده برای آینده‌ی نامعلوم خواهد بود که در مقایسه با اعزام سربازان ایالات متحده ارزان‌تر بوده و قیمت پایینی برای منافع امنیت ملی در معرض خطر است.
این سربازان افغان هنوز در زمینه‌ی فراهم‌آوری قابلیت‌های کلیدی‌یی چون قابلیت‌های لوجستیکی، استخباراتی، حمایت هوایی، تخلیه‌ی پزشکی و ارتباطات به آموزگاران و توانمندسازان ایالات متحده نیاز دارند. چه تعداد از سربازان امریکایی باید در افغانستان باشند؟ این، به ماموریت آن‌ها بستگی دارد. جنرال جان آلن به کمیته‌ی نیروهای مسلح امریکا در فبروری گفت که او «چند هزار بیشتر» از تعداد کنونی ۸۴۰۰ سرباز مستقر در افغانستان نیاز دارد. اگر سربازان امریکایی به آموزش نیروهای امنیتی افغانستان و انجام عملیات‌های ضد تروریسم محدود باشند – چنانچه فعلا هستند، چیزی در حدود ۱۰۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰ شاید مناسب باشد. به نظر می‌رسد این همان تعدادی است که در حال حاضر حکومت ترمپ در نظر دارد.
این، احتمالا کافی نیست. به سربازان امریکایی باید ماموریت سومی داده شود: حمایت از تلاش‌های ضد ستیزه‌جویی افغان‌ها در مناطق روستایی. بدون چنین تلاشی، جنگ در بن‌بست باقی خواهد ماند. با چنین تلاش‌هایی، مانند برنامه‌ی عملیات‌های ثبات روستاها و دیگر برنامه‌های تامین امنیت و نظم در روستاها که ارتش ایالات متحده در سال‌های گذشته به‌کار بسته است، افغان‌ها به پیشرفت قابل توصیفی در برابر طالبان دست یافتند. جنرال دیوید بارنو، فرمانده نیروهای امریکایی در افغانستان از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵، برآورد کرد که یک نیروی باقی‌مانده متشکل حدود ۲۵۰۰۰ تا ۳۵۰۰۰ در طولانی‌مدت، ایالات متحده را قادر خواهد ساخت تا طیف کاملی از ماموریت‌هایی که نه‌تنها برای ایجاد ثبات در جنگ نیاز است بلکه برای کمک به افغان‌ها برای این‌که سرانجام در جنگ پیروز شوند نیز به آن‌ها نیاز است، انجام بدهد.
سرانجام، حکومت ترمپ باید کمک‌های غیرنظامی ایالات متحده در زمینه‌ی تلاش‌های دولت‌سازی در افغانستان را به‌طور قابل ملاحظه‌یی افزایش بدهد. یک حکومت باثبات، یک پیش‌شرط ضروری برای خروج ایالات متحده است. به‌جا گذاشتن یک دولت ضعیف و فاسد در افغانستان دستورالعملی برای بی‌ثباتی دائمی و خشونت سیاسی است و این کار به‌سادگی خلاء حکومت‌داری را که به ستیزه‌جویی طالبان در مرحله‌ی اول اجازه‌ی ظهور داد، دائمی می‌سازد. هرچند منتقدان به‌ناچار در مورد خطرات افسانه‌یی ملت‌سازی هشدار می‌دهند، اما مشخص نیست چه راه‌های منتهی به پیروزی و خروج وجود دارند که شامل یک دولت باثبات در افغانستان نباشند.
اکثر ناظران گاه و بیگاه را به‌خاطر این‌که باور دارند ایالات متحده پول‌های بی‌حدوحصری را به گودالی در افغانستان بدون هیچ اثری ریخته است، بخشید. این‌که رسانه‌ها آمار گمراه‌کننده‌یی که ایالات متحده بیش از یک تریلیون در این جنگ هزینه کرده ا ست را تکرار می‌کنند، کمکی نمی‌کند. تقریبا تمام پول‌ها در عملیات‌های نظامی جاری به مصرف رسیده‌اند که در زمان جنگ عادی است و مستقیما به دولت‌سازی کمک نمی‌کند.
یک مبلغ بسیار کوچکتر – حدود ۱۱۷ میلیارد – در کمک خارجی مصرف شده است. این مبلغ در ۱۶ سال هزینه شده است. در مقایسه با عملیات‌های مشابه، مانند بوسنیا و کوزوو، ماموریت افغانستان – بر اساس کمک سرانه در سال – در جمله‌ی ماموریت‌های بازسازی و تامین ثبات متوسط یا پایین‌تر از متوسط قرار می‌گیرد. و حدود دو-سوم این مبلغ روی تشکیل ارتش و پولیس مصرف شد. از جمله مبلغ نسبتا کوچکی که به حکومت‌داری و توسعه اختصاص یافته بود، بخش بزرگ آن صرف فعالیت‌های پرهزینه و کلانی چون انتخابات ملی، عملیات‌های مبارزه با مواد مخدر و جاده‌های حلقه‌یی شده است.
کمک‌کنندگان ترجیح می‌دهند پول را صرف پروژه‌های کلان و پر زرق‌وبرق کنند. کار کُنند، خسته‌کننده و بی‌زرق‌وبرقِ آموزش بروکرات‌ها، مهندسی دوباره‌ی روش‌های سیاست‌گذاری، سرمایه‌گذاری در سواد ابتدایی، سازمان‌های اسناد زمین و پرداخت حقوق قاضی‌ها کارهای واقعی دولت‌سازی است. باوجود ۱۶ سال وعده‌ها، کنفرانس‌های کمک‌کنندگان و برنامه‌های سیاسی برای انجام این‌گونه کارها؛ جامعه‌ی جهانی درواقع پول به‌مراتب کمتری بر هیچ‌یک از آن‌ها مصرف کرده است. جای تعجب ندارد که حکومت افغانستان هنوز از جمله حکومت‌هایی باکمترین قابلیت و بی‌کفایت‌ترین حکومت‌ها در جهان باقی مانده است.
حرکت حکومت ترمپ به‌سوی افزایش حضور سربازان امریکایی در افغانستان یک نشانه‌ی خوب است. ترمپ باید پیشتر برود. ایالات متحده باید ماموریت سربازان امریکایی را تغییر بدهد و حمایت از تلاش‌های ضد ستیزه‌جویی افغان‌ها را در آن شامل سازد، برای شکستن بن‌بست با طالبان نیروی کافی بفرستد، برای حفظ ارتش افغانستان در میدان جنگ پول مورد نیاز را هزینه کند و یک تلاش دولت‌سازی جدی را در کابل تشدید کند. هیچ‌یک از گزینه‌ها از لحاظ سیاسی نشدنی و از لحاظ مالی دشوار نیستند. این جنگ کلیدی برای یک‌تعداد از منافع امنیت ملی امریکا در جنوب آسیا، شرق‌میانه و در سراسر جهان است و صریح بگویم پیروزی در یک جنگ محبوب‌تر از باختن آن است. برای حکومتی که با رسوایی و محبوبیت کم دست‌وپنجه نرم می‌کند، به‌دست آوردن یک پیروزی باید ندای آسانی باشد.

اطلاعات روز

بحث و مناظره

کامنت از طریق فیسبوک

کامنت از طریق دیپلماسی افغانی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

دیپلماسی افغانی در فیسبوک