22 August 2017امروز: سه شنبه ۳۱ اسد ۱۳۹۶

بی بی سی، کاتالیزور رسانه‌ای جنگ فرقه‌ای در افغانستان


 بی بی سی  از قلم موسی ظفر  چنین خبر داده است :

 پیش‌بینی می‌شود که در ماه‌های بعدی رویدادهای شبیه حمله بر مسجد باقرالعلوم شهر کابل و یا مسجد جوادیه شهر هرات در دیگر نقاط افغانستان اتفاق بیافتد.

ظهر جمعه چهارم جولای ۲۰۰۳ نمازگزاران شیعه در بزرگ‌ترین مسجد اثنی عشری در شهر کویته پاکستان مشغول نماز جمعه بودند که پنج مهاجم مسلح وارد مسجد شدند و تیراندازی کردند..پس از حدود ده دقیقه تیراندازی یکی از مهاجمان مواد انفجاری همراه خودش را منفجر کرد، مهاجم دوم با بمب‌دستی که قصد داشت بر نمازگزاران پرتاب کند کشته شد و سومی در تیراندازی متقابل از پا درآمد. دو نفر از مهاجمان فرار کردند. در این حمله بیشتر از پنجاه شیعه کشته شدند و بیشتر از شصت نفر دیگر جراحت برداشتند.

 

این حمله در نوع خود بی‌سابقه بود. قبل از چهارم جولایی ۲۰۰۳ کسی به ‌یاد نداشت که در سراسر ایالت بلوچستان مهاجمی در داخل مسجد بر نمازگزاران حمله کرده باشد. هرچند تندروان سنی مذهب تبلیغات شان علیه مذهب شیعه را از میانه دهه هفتاد و پس از کافر اعلام شدن فرقه احمدی توسط دولت پاکستان آغاز کرده بودند، اما مساجد و مراسم مذهبی از حمله در امان بودند.

لشکر جهنگوی، یک گروه افراطی سنی مذهب و یکی از شاخه‌های سپاه صحابه مسوولیت حمله بر مسجد اثنی عشری در شهر کویته را برعهده گرفت. پرویز مشرف، رئیس‌جمهور وقت پاکستان که در یک سفر ۱۸ روزه در آمریکا و اروپا بسر می‌برد، در پاریس و درجریان یک کنفرانس خبری از حمله آگاه شد. وی سفرش را کوتاه کرد و به کشور برگشت. مشرف در برگشت به کشور این حمله را کار افراد ‘جاهل و وحشی’ خواند.

علمای میانه‌رو سنی مذهب ایالت بلوچستان به اتفاق آرا این حمله را محکوم کردند و برای دلجویی از بازماندگان حادثه به منطقه شیعه‌نشین شهر کویته آمدند و در مساجد سخنرانی کردند. علمای شیعه و سنی بر اتحاد دو مذهب در شهر کویته تاکید کردند و حمله‌کنندگان را یک مشت افراد بی‌خبر از دین و دشمن اسلام خواندند.

اما دیری نگذشت که اعضای گروه لشکر جهنگوی دوباره بر شیعیان شهر کویته حمله کردند و مسوولیت حمله را پذیرفتند. این حملات سالها ادامه یافت و در سال‌های میان ۲۰۱۱ الی ۲۰۱۳ به اوج خود رسیدند. حملات فقط بر گروه‌های بزرگ محدود نماند. افراد مسلح لشکر جهنگوی مسلمانان شیعه مذهب را، به هر تعداد و در هر کجای شهر که بودند با خیال راحت هدف قرار می‌دادند و فرار می‌کردند. در جریان چهارده سال گذشته بیش از هزار نفر از شیعیان شهر کویته کشته و چند برابر این تعداد مجروح شده‌‌اند. تقریباً پس از هر حمله بزرگ، علمای میانه‌رو شیعه و سنی گردهم آمده‌اند، حمله را محکوم کرده‌اند و ضمن تاکید بر اتحاد بین‌المسلمین از دولت خواسته‌اند تا عاملین حملات را دستگیر و مجازات کند.

تکرار حملات و واکنش های پاکستان در افغانستان

افغانستان در یک سال اخیر نیز شاهد حملات مشابه بر مسجد شیعیان در سراسر کشور بوده است. مهاجمان مسلح وارد مسجد می‌شوند، بر نمازگزاران یا اشتراک‌کنندگان مراسم مذهبی شلیک می‌کنند و یا جلیقه انتحاری خود را انفجار می‌دهند و گروهی موسوم به داعش (شاخه خراسان) مسوولیت آن را به‌عهده می‌گیرد. علمای و سیاسیون افغانستان نیز همان حرف‌هایی را تکرار می‌کنند که علما و سیاسیون پاکستان در چهارده سال گذشته به شیعیان شهر کویته گفته‌اند.

تجربه پاکستان نشان می‌دهد که تاکید محض بر درزناپذیری اتحاد شیعه و سنی، یادآوری گذشه درخشان همزیستی، پافشاری بر جهل مهاجمان از آموزه‌های واقعی دینی و وابسته بودن مهاجمان به استخبارات کشورهای رقیب هیچ کمکی به کاهش این نوع حملات نمی‌کند. با این کلی‌گویی‌ها نمی‌توان جلو بیشترشدن شگاف‌های مذهبی را گرفت. این که علما و سیاسیون می‌گویند حملات تروریستی بر این یا آن مسجد نمی‌تواند منجر به تنش میان پیروان مذهب شیعه و سنی در افغانستان شود، منطبق بر واقعیت نیست. ادعای فوق در صورتی می‌تواند درست باشد که دولت توانایی و اراده مبارزه با گروه‌های تکفیری را داشته باشد و بتواند جلو تکانه حملات این‌چنینی را بگیرد.

با شکست داعش در عراق و پایه گرفتن این گروه تندرو در افغانستان، بعید به‌نظر می‌رسد که سلسله حملات این گروه علیه شیعیان افغانستان در همین‌جا متوقف شود. پیش‌بینی می‌شود که در ماه‌های بعدی رویدادهای شبیه حمله بر مسجد باقرالعلوم شهر کابل و یا مسجد جوادیه شهر هرات در دیگر نقاط افغانستان اتفاق بیافتد. چنین رویدادهای، خواهی نخواهی تنفر مذهبی را، ولو اندک‌اندک، در میان شهروندان افغانستان گسترش خواهد داد و پیروان این دو مذهب را در تقابل با همدیگر قرار خواهد داد. موجودیت هواخواهان رژیم ایران میان شیعیان و هواخواهان رژیم سعودی میان سنی‌های افغانستان نیز این رویارویی را تسریع خواهد کرد.

راه‌حل مقطعی برای جلوگیری از قربانی‌شدن بیشتر شهروندان افغانستان در نزاع مذهبی و عمیق نشدن شکاف میان پیروان مذهب شیعه و سنی این است که دولت افغانستان مانند دولت پاکستان امنیت عبادتگا‌ه‌های آسیب‌پذیر را دو حلقه‌ای کند. در حلقه اول مسوولیت تامین امنیت به عهده یکی از وزارت‌خانه‌های امنیتی باشد و در حلقه دوم به عهده افرادی متعلق به همان مذهبی که عبادتگاه بدان تعلق دارد. نتیجه پیاده کردن این طرح در پاکستان این بود که ورود تروریستان به عبادتگاه‌ها سخت‌تر شد و تعداد حملات و قربانیان حملات کاهش یافت.

یکی از راه‌حل‌های درازمدت این است که دولت افغانستان روحانیون تندرو هر دو مذهب، شیعه و سنی را تحت فشار قرار دهد تا از تبلیغات علیه همدیگر دست بکشند – چیزی که دولت پاکستان، بنا بر دلایل مختلف، هیچ‌وقت بدان اقدام نکرد و تنور افراطیت را در این کشور گرم نگه داشت.

درست است که روابط شیعه‌ و سنی در افغانستان نسبت به روابط پیروان همین دو مذهب در کشورهای همسایه تا حال بهتر بوده است، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که در آینده نیز چنین خواهد بود. کافیست یک گروه تکفیری صد نفره که در برابر کل نفوس افغانستان عددی هم به‌شمار نمی‌آید، پیروان این دو فرقه را وارد نزاع کند و آتشی در کشور روشن کند که مهار آن در توان هیچ‌کسی نباشد.

بحث و مناظره

کامنت از طریق فیسبوک

کامنت از طریق دیپلماسی افغانی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

دیپلماسی افغانی در فیسبوک