18 October 2017امروز: چهارشنبه ۲۶ میزان ۱۳۹۶

پارامترهای جینوساید میرزاولنگ کدام هاست؟


  نویسنده: رضا مِه‌سا محقق و تحلیلگر امور خاورمیانه و افغانستان

انکشاف اوضاع  سوریه و عراق و یمن  تاثیر عکس بر التهابی شدن اوضاع در افغانستان دارد، به این معنی که  فروکش کردن جنگ و خشونت در خاور میانه به معنای افزایش تنش و در گیری در افغانستان است.

سقوط شهر موصل  و سقوط احتمالی الرقه  به عنوان ختم غایله داعش در عراق و سوریه و  وارد شدن  در فاز کار و زار سیاسی برای تعیین سرنوشت آینده عراق به معنای این است که  کشور های بازیگر بحران عراق و سوریه به عمق راهبردی شان در این دو کشور رسیدند.

ایران بازیگر کلیدی بازی عراق و سوریه  براساس عمق راهبردی سیاست کلی خارجی این کشور که همانا «عدم تشکیل دولت در نبود مهره ایران»  در کشور های هدف است نائل آمد، چنانچه حشدالشعبی و مجلس اعلای اسلامی عراقی برنامه های سیاسی شان برای سهم داشتن در دولت پیش روی عراق روی میز گذاشتند و در سوریه حتی عربستان با بودن اسد در قدرت که خط قرمز ایرانی ها بود موافقه کردند و من بعد دمشق تهران کوچک ایران خواهد بود.

عربستان سعودی اگرچه در بازی عراق و وسوریه و یمن بد بازی کرد ؛ ولی در دقایق نود بازی، دوباره بر بازی سوار شد در عراق صدر و حکیم را قاپید و در سوریه  با قبول کردن بقای بشار در قدرت ، بقای ارتش آزاد سوری را  تضمین کرد وبه عنوان قیم امریکایی ها الرقه را ریاض ثانی خودش  ساخت.

امریکا و روسیه نیز به عمق راهبردی شان  درعراق  وسوریه رسیدند به این معنا که  قصر سفید خواهان یک حکومت سکولار بر دمشق و یک دولت نمایی عربی در بغداد بود که رسید بشار سکولار در قدرت بافی میماند و الرقه  در قیمومیت نظامی امریکا و سیاسی عربستان در می آید و ایاد علاوی  که رابطه خوبی با امریکایی ها دارد  یکی از کاندیدا های جدی انتخبات پیش رو در عراق  محسوب می گردد.

روسیه نیز کما فی السابق  پایگاه های نظامی اش در لاذقیه باقی میماند و بر زمین و هوای سوریه تسلطش مشروع خواهد بود و لاذقیه  مسکو ثانی  روسیه حساب خواهد شد.

 این جاست که استراتیژی  «هرج و مرج سازنده » معنا پیدا می کند و عبور سوریه و عراق از درون یک جنگ داخلی  مذهبی و قومی موفقانه صورت می گیرد و بازی در وقت های اضافی سیاسی بیشتر دنبال می شود و سایه جنگ؛ نرم و آهسته به سوی کشور های هدف بعدی که هژمونی ها در ان کشور ها هنوز تقسیم نشده است  رانده می شود.

 این جاست که عربستان سعودی پس ازگیر دادانِ ماشین جنگی‌اش با ائتلافِ عربی هم‌سو با ریاض درباتلاق فرسایشی یمن و مردابِ سوریه، جبهه عوض کرد  درسیاست خارجی خویش روی دکترین (تئوری آشوب) و (بی‌نظمی‌های بزرگ) در جوامع غیرخطیِ هدف؛ مثل افغانستان حساب باز کرد .
سفارت عربستان درکابل به‌هدف سازمان‌دهی عملیات فراگیر و مخفی بر ضد ایران با تعدادی از ملاهایی حنبلی‌که گرایش های حاد به مسلکِ وهابی دارند وهمسو با سیاست‌های وهابی گری ریاض درکشور فعال هستند و حتی دربرخی پست‌های دولتی نیز کار می کنند، سرگرم طراحی یک عمق استراتیژیک عملیاتی در صفحات غرب و شمال و مرکز کشور شد.ریاض و دوحه پارامترهای آشوبناک خویش را تله‌ی برای گیر انداختن محور روسیه و ایران و هند وچین در شمال کشور(مزار شریف) نزدیک مرزهای کشورهای در قیمومیت روسیه و درغرب کشور نزدیک مرزهای ایران پهن کرده است که تهران ومسکو و دهلی به شدت نگرانِ آسیب رسانی این میدان تبلیغاتی است و هر تحرکی را در این حوزه‌ها رسد می‌کند.
هند و چین روی حوزه‌های نفوذ تهران و مسکو در افغانستان حساب باز کرده اند و در سایتِ خارجی شان دنباله‌رو ایران و مسکو در افغانستان هستند و شمال و غرب کشور جزو حوزه‌های حیاتیِ سلطه‌و هژمونی روسیه و ایران است.
عربستان وایران امریکا و روسیه و چین و پاکستان و هند هرگز تن در یک تقابل نظامی و رو در رو نمی‌دهند بیشتر کوشش می‌کنند با  نسخه پیچی سناریوی روسیه و عراق در یک پارادایم جنگِ نیابتی در افغانستان با هم‌دیگر تسویه و تصفیه‌ی حساب کنند.
امریکا بیشتر به افغانستان ازعینکِ پاکستان نگاه می‌کند و عمق راهبردی پاکستان در افغانستان حفظ جنگ در یک حیاط خلوتی است که در صورت شاخ به شاخ شدن با هند بتواند از آن استفاده بهینه را ببرد و این میسور نیست مگر اینکه طالب و داعش و القاعده و بیست گروه تروریستی دیگر در افغانستان فعال باشند.
حالا عربستان و کشورهای عربی هم‌سو با ریاض به این محور اضافه شده اند من یکی فکر می‌کنم موقف مدیریت اطاق جنگ از پاکستان دربازی‌های پیش رو به عرب‌های داده می شود که با زور پول بحران می‌آفرینند .
در طرف دیگر این معادله ایران براساس همان تز سابق سیاستِ خارجی خویش (مهار دشمن در خارج از مرزهای ایران) با ابزارهای بومیِ “عقیدتی” و “نژادی” است که به‌نحوی به دکترین چرخاندن جنگ در یک گرداب خارج از ایران می انجامد و هند و چین و مسکو نیز در این سناریو با تهران همکار است.
حالا کیپه‌برداری بحران در افغانستان درست عین کاپی بحران آفرینی در سوریه وعراق است، به عبارت دیگر مدل سوری و عراقی بحران در افغانستان کاپی پست می شود، در نخست جنگ تبلغاتی، بعد القاعده و احرارالشام و جیش الاسلام و داعش و بالاخره فاطمیون و زینبیون و حزب الله و لوای اباالفضل و در اخیر هم دخالت‌های صریح قدرت‌های بازیگر.

لذاست که هرات و مزار شریف و مناطق مرکزی آبستنِ تحولات جدید و خطرناک در کشور است .
سناریوی (دمشق‌سازی) در هرات و (الرقه‌سازی) در مزار شریف برای دست یازیدن به (موصلِ افغانی)، شروع شده است.
در کل قراین نشان می‌دهد که قدرت‌های بزرگ آمادگیِ یک نبرد سرنوشت‌ساز را در (میدانِ افغانستان) گرفته اند.

 از صغری و کبری  اطلاعات فوق  چنین نتیجه  گیری می کنیم !!!:

نبرد سرنوشت ساز( جنگ بزرگ) با ایجاد جغرافیای خشونت( هرج و مرج فزاینده) و ایزدی سازی اقلیت های بی پناه ( کشتار سیستماتیک هزاره ها و شیعیان افغانستان ) بالاخره موصل سازی ( اعلان پایتخت داعش در یکی از بزرگ شهر های کشور) و خلق بربرهای جدید( طیف بزرگی از جریان مسلح و متخاصم شییع ـ سنی) و  بالکانیزه سازی افغانستان ( تقسیم افغانستان به هشت زون در قیمومیت چند کشور خارجی در گیر بحران افغانستان) برای تحقق اهداف هژمونیک کشور های بزرگ و در حال توسعه درگیر بازی بحران افغانستان حتمی است.

حالا با فرمول بالا، جینوساید میرزاولنگ و آشویتس جوادیه هرات را خیلی سهل و ساده تبارشناسی و کالبدشکافی می توانید !

بحث و مناظره

کامنت از طریق فیسبوک

کامنت از طریق دیپلماسی افغانی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

دیپلماسی افغانی در فیسبوک