19 January 2018امروز: جمعه ۲۹ جدی ۱۳۹۶

بررسی کالبُد قَلاء، بارویکرد بومی در معماری_روستایی مناطق مرکزی افغانستان (۳)


 نگارنده:#محمدرضا_عبدی

فُرم/کالبُد را میتوان زبان فضا در معماری دانست؛ در حقیقت میتوان کالبد را زبان یا واسطی برای انتقال مفهوم فضایِ معماری به انسان بیان نمود که در اختیار طراحان/مهندسان در گذشته و امروز قرار دارد. کالبد معماری مسکن در روستاها ساده و آرام است. درکمال بی پیرایگی بسیار پیچیده است. پیچیده گی معماری روستایی متظاهر نیست، بلکه آنچه که تظاهر میکند سادگی و آرامش است. سادگی در سیما/نمای گِلی، سنگی، همرنگ، فارغ از تضاد، چشم نواز است. سادگی معماری مسکن روستایی بصری است. اما پیچیده‌گی معماری آن بصیرتی است.

از این رو به چشم ما می آید که عُمق بَصر داشته باشیم. در پس موادِ به ظاهر بی ارزش معماری روستایی (گِل، خاک، سنگ) معنایی نهفته است. آن معنایی که امروز برای انسان مادی به راز تبدیل شده است. یکی از آن رازها فُرم/کالبُد در معماری مناطق مرکزی افغانستان است. در گذشته معمولا مکان مناسب برای زندگی در مناطق مرکزی افغانستان توسط بزرگ خانواده ( ارباب ، خان و یا داروغه ) با توجه به دسترسی زمین های زراعتی شان انتخاب میکردند ؛ از طرفی موقعیت جغرافیایی خوب و مناسب در نظر بزرگ قوم حایز اهمیت بود. امکانات و دسترسی به آب مورد نیاز , دور بودن از سیلاب های موسمی و تامین علف مورد نیاز برای حیوانات از عوامل ابتدایی و حیاتی در تعیین مکان مناسب برای زیست در گذشته در معماری مناطق مرکزی افغانستان بود.

افراد یک مسکن و یا قلاء (قلعه) اشخاصی هستند که بطور معمول با هم رابطه فامیلی/ قومی دارند. ساکنین قلاء (قلعه) بیشتر از سلسله ی پدر با هم رابطه‌ی فامیلی داشتند و این بیانگر نظام پدر سالاری را در بافت قومی هزاره ها و تأثیر این بافت قومی در فُرم/کالبُد معماری مناطق مرکزی افغانستان در گذشته بوده است. فُرم/کالبُد معماری مسکن و یا قلاء (قلعه) در مناطق مرکزی افغانستان بستگی به اهمیت و بزرگی آن دارد . این بزرگی و کوچکی قلاء (قلعه) بستگی به افرادی دارد که در آن زندگی میکردند. وسعت و ابعاد قلاء(قلعه) در گذشته تابع افرادی و اشخاصی که در آن میزیسته اند بوده است و این عامل نقش مهم و کلیدی در طرح فُرم/کالبُد قلاء (قلعه) بازی میگرد.

معمولا فُرم/کالبُد قلاء(قلعه) طوری طرح و دیزاین می شد که افراد داخل ساختمان بیشترین احساس آسایش را داشته باشند . بطور نمونه نحوه‌ی قرار گیری اتاق ها ، طویله ها وکاهدان ها در معماری مناطق مرکزی افغانستان بسیار مهم و حایز اهمیت بوده است . فُرم/کالبُد در معماری مسکن بگونه ایی طراحی/دیزاین میگردید که سلسله مراتب با بیرون و داخل رعایت می شد تا مشکل رفت و آمدِ افراد و حیوانات (گاو ، گوسفند و…) داخل قلاء (قلعه) حل گردد. در قلاء (قلعه) مناطق مرکزی چند خانواده بصورت فامیلی در گذشته کنارهم زندگی میکردند. بدین دلیل قلاء (قلعه) بگونه ایی در معماری مناطق مرکزی افغانستان طراحی می شد که هر خانواده دارای حداقل دو اتاق ، مَطبخ خانه و یک حمام مستقل داشته باشند. مهمانخانه قلاء (قلعه) بصورت مشترک و جداگانه طراحی و دیزاین می گردید. موضوع محرمیت فامیل در مقابل افراد بیرونی/بیگانه کاملا رعایت میگردید. برای حل مشکل محرمیت در بسیاری از مناطق مرکزی کشور ، مسیر و دید مهمانخانه قلاء (قلعه) بصورت کاملا جدا از هم طراحی میگردید تا به هیچ وجه افراد بیرونی / بیگانه درون قلاء (فضای خصوصی ) بصورت مستقیم دسترسی نداشته باشد و یا در بعضی از قلاء (قلعه) مهمانخانه ها بصورت مستقل و جداگانه در معماری در نظر گرفته میشد. نتیجه گیری” واحدهای سکونت گاهی در مناطق مرکزی افغانستان ، فُرم/کالبُد مسکن فارغ از عوامل طبیعی، اقلیمی، اکولوژیک نقش عاملِ اجتماعی (سطح خانواده ) نیز تأثیر گذار در فُرم/کالبُد مسکن در روستاهای مرکزی افغانستان بوده است.

معماری‌هائی که برگرفته از سُنت ها/آداب و رُسوم زنده مردم بوده اند از چندین دهه بدین سو با ورود فرهنگ های جدید، کالبد مسکن و محیطِ روستاهای مرکزی افغانستان دچار آشفتگی گردیده است و در مسیر فروپاشی با توجه به معیارهای سُنتی/بومی قرار گرفته اند. اما آنچه امروز در حال شکل گیری است فارغ از چهارچوپ سنت ها/فرهنگ های رایج و بدور از نمودهای مکانی و اصالت محلی/بومی در حال تغییر است. رویکرد بومی/سنتی با حفظ فرهنگ ها و با پذیرفتن عناصر مورد نیاز فرهنگِ مُدرن در سیاست های توسعه ایی مسکن در مناطق مرکزی افغانستان امری ضروری/حیاتی است که از طرف مسئولین امر و مهندسان در طراحی/دیزاین باید در نظر گرفته شود.

ادامه دارد . . .

بحث و مناظره

کامنت از طریق فیسبوک

کامنت از طریق دیپلماسی افغانی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

دیپلماسی افغانی در فیسبوک