14 December 2017امروز: پنج شنبه ۲۳ قوس ۱۳۹۶

خلیلی کاتالیزور صلح یا ایزوله گر جنگ؟


تحلیلی از رضا مِه‌سا در پیوند با فعل و انفعالات اخیر در جهان هزارگی ـ شیعی 

جهش ناگهانی استاد خلیلی، پس از سپری نمودن یک دوره از انزوای سیاسی  پساکرزی، به ویژه پس از سبوتاژ شدن به وسیله جنبش روشنایی سناریوی نبود که از دل یک سری فعل و انفعالاتِ کاملا عادی بیرون شده باشد، در کل فعال شدن  مجدد استاد خلیلی در فاز سیاسی کار و گزینش آنی وی به سمت رئیس شورای عالی صلح در کنفرانس امنیتی کابل صفحه جدیدی در تاریخ بند وبست های سیاسی در کشور گشود که در این سیاهه  به تبارشناسی ظهور مجدد استاد خلیلی و کالبد شکافی عوامل این ظهور پرداخته می شود.

خلیلی و ریاست شورای عالی صلح

استاد کریم خلیلی را علیرغم  مخالفت مخالفت شدید تیم حاکم، امریکایی‌ها برمسند ریاستِ شورای عالی صلح نشاند.

چرایی این حرکت غیر مترقبه از آدرس امریکایی‌ها  این بود که اولا کاخ سفید، پنتاگون و وزارت خارجه امریکا به طرف‌های در گیر منازعه افغانستان ثابت کند که صلحی در کار نیست؛ چون گزارشی وجود که گلبدین در یک جلسه گفته است که خلیلی نه زبانِ طالبان را می‌فهمد و نه منطق طالبانی را  درک می کند، خلیلی به یک ترجمان نیاز دارد،  و گذشته از همه اینها خلیلی به جریان اتنیکیِ وابسته‌گی خونی دارد که در این پنجاه سال پسین در اثر کار سیاسی، تلاش نظامی و فعالیت فرهنگی نسلی تربیه گردیده است که تبدیل به یک دشمن و رقیب استراتیژیک پشتون‌ها به ویژه گروه طالبان شده اند.

امریکایی‌ها با آوردن استاد خلیلی، در شورای عالی صلح در قدم نخست  می‌خواهند از وی  بیشتر به عنوان کاتالیزور جنگ استفاده کند تا ایجاد پنل های صلح با مخالفین مسلح، چون‌که امریکایی‌ها می خواهند، دوباره از آدرس یک جنگِ دیگر بر بازیِ افغانستان سوار شوند.

 و از طرف دیگر، امریکایی ها با آوردن استاد خلیلی، به شورای عالی صلح کوشش کردند، جای خالی یک مهره  پیاده شیعی  را در تخته شطرنج سیاست افغانستان پر کنند، موردی که تمام استراتیژی های امریکا در افغانستان از همین ناحیه می لنگید، چون عدم موجودیت یک چنین مهره روی تخته بازی، همواره به ایرانی‌ها فرصت این را  به وجود آورده بود که خیلی راحت تا مرز ماتِ شاه پشتونی و کیش وزیر تاجیکیِ امریکایی‌ها پیش بیایند و در میدان بازی دست بازتری نسبت به امریکایی‌ها داشته باشند.

تقابل محقق و خلیلی

با هم‌سویی استاد خلیلی و هم‌سویه شدن برخی از هزاره‌ها با سیاست ِ خارجی امریکایی‌ها در کشور، فرصت تسویه حساب و تصفیه کار در صفحات مرکزی بین دو قطب مهم سیاست هزارگی  به  وجود آمد  برکنارشدن معصومه خاوری اولین جرقه این سناریو بود که به حوزه نفوذ محقق  افتاد و با رفتن  محمود بلیغ به نیلی آتش عملا  تقلا های پشت پرده میان ایرانی ها و امریکایی ها در هزاره جات زبانه کشید.

سفر اخیر استاد خلیلی به هزاره جات در حقیقت ما راتونِ زهرچشمی بود که امریکایی‌ها  به ایرانی‌ها نشان داد و آن این‌که  ما داریم حتی وارد حیات خلوتِ شیعی شما در افغانستان می‌شویم !

ایرانی‌ها در کل به دنبال ایجاد  حشدالهزارگی الشیعی  براساس نسخه حشد الشعبی عراق در هزاره جات است و امریکا به شدت از این ناحیه در هراس است و به دنبال  مهار چنین سناریوی در هزاره جات از جانب ایرانی هاست.

با رفتن بلیغ به دایکندی و بودن زهیر در بامیان، دو حوزه استراتیژیک را خلیلی از چنگ محقق بیرون کرد و تنها  موردی که محقق در اخیتار دارد ولایت سرپل است  که آنهم از هرطرف در تیررس داعش  و طالب است و با این بهانه  که ضعف مدیریت در مقام ولایت وجود دارد، یحتمل از چنگ محقق بیرون گردد.

محقق چرا ساکت است؟

خلیلی با هتریک دوباره ظهورش؛ توپ را به داخل  خط جریمه محقق انداخته است، کافیست محقق خطایی را مرتکب شود، اینکه محقق چرا ساکت است به واکاوی زمان نیاز دارد چون محقق در کل مرد دقایق آخر بازی است.

بحث و مناظره

کامنت از طریق فیسبوک

کامنت از طریق دیپلماسی افغانی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

دیپلماسی افغانی در فیسبوک